1-فكر هميشه در يك مجموعه بسته ذهني ساخته وپرداخته نمي شود  

بلكه در بسياري از موارد جبر خارجي بر آن سنگيني مي كند

ساختار اجتماعي شرايط اقتصادي وميراثهاي فرهنگي به طور

وسيعي حاكم بر افكار فردي است واقعيت اين است كه ،در

دنياي كنوني ، فن آوري هاي نوين كه ساخته وپرداخته ويا 

در اختيار دولت ها يا گروههاي قدرتمند است آنچنان احاطه

وتسلط داردكه با القائات وتلقينات خود از طريق روزنامه

ها،راديو و تلوزيون و آموزش وپرورش ، افكار فردي در

جهات خاص  وپيش ساخته ومتناسبت با نظام  حاكم رهبري مي

شود وبدين ترتيب آزادي فكر كه جوهر منزلت انساني و در

جاي خود از طريق مشاركت جمعي مي تواندزير بناي

مردم سالاري باشد ممكن است در چنگال نظامهاي استبدادي

فراگيراسير و زنداني شود.

   12

2-  انسان تنها در بر گيرنده يك فكر مجرد نيست، بلكه در روابط

اجتماعي مي تواند افكار وانديشه هاي خود را به نحوي بيان

ومنتشر كند كه ديگران تحت تاثير وي قرار گيرند

با توجه به مراتب فوق ، كمال مطلوب آن است كه آزادي فكري ،

در چارچوب قواعد حقوقي ، آنچنان باشد كه فرد با بكار انداختن

شعور خود پاسخگوي احتياجات آزاديخواهانه فردي ودر عين حال

فارغ از هر گونه فشار فكري  ناگوار تحميلي به نحو شايسته ،

قرين وهمراه مبادلات فكري جامعه باشد))(1)

 

1- همان، صفحه 321

   13

گفتار پنجم : آزادي عقيده

9. در ماده 19 اعلاميه جهاني حقوق بشر مي خوانيم كه (( هر كس

حق آزادي عقيده وبيان دارد اين حق شامل آزادي در داشتن

عقايد بدون مداخله در مزاحمت ، وآزادي در طلب وكسب ونشر

اطلاعات وافكار از طريق هر رسانه اي وبدون ملاحظات مرزي

است))

آزادي عقيده كه در زير آزادي انديشه بحث مي شود عبارت است از

اينكه فرد بشر حق دارد آزادانه اعتقادات خود را پس از قبول

، بيان كند ودر مورد آن آزادانه بحث وگفتگو كند وبداند آزادي

عقيده براي هر فرد بشر قابل احترام است وتا جائي كه به

اعتقادات هيچ فردي ضربه اي نزند حق دارد از عقيده خود صحبت

كند اين آزادي در دو سطح داخلي و بين المللي مورد حمايت است ،

در برخي نظامهاي مذهبي مانند اسلام كه  پس از دعوت جهانيان به

 پذيرش دين ، فرصت هرگونه دگر انديشي وانتخاب مذهب را داده

است. (1)

10. ((گفتگوي آزاد مجادله فكري : تعدد عقيده واقعيتي است كه حتي

اسلام آنرا انكار نمي كند و مي پذيرد،اما همانگونه كه اصرار

هر صاحب انديشه اي بر جذب طرفداران بيشتر است ، دين اسلام نيز

درمقام دعوت به راه پروردگار از طريق حكمت ، يعني علم ودانش

ومنطق واستدلال ، همراه با اندرزهاي نيكو واز طريق مجادله

ومناظره مطلوب راه گفتگو را به بهترين وجه مي گشايد تا بدين

وسیله كه عاري از هرگونه توهين وتحقير است، دعوت شدگان آمادگي

براي پذيرش حق پيدا كنند.

1-لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي ( بقره /256).

    14

در برخورد عقيدتي با اهل كتاب نيز ، در قرآن چنين آمده است                        

(( به اهل كتاب جز به روشي كه از همه نيكوتر است مجادله نكنيد

.... وبه آنها بگوييد ما به تمام آنچه از سوي خدا برما وشما

نازل شده ايمان داريم ، معبود ما وشما يكي است ودر برابر او

تسليم هستيم)).بدين ترتيب است كه الفاظ مودبانه ، دوستانه

ومستدل وبه دور از هرگونه جنجال وخشونت وهتك حرمت واستفاده

از نقاط مشترك بجاي موارد اختلاف بهترين راه برخورد انديشه ها

براي درك حقيقت وايجاد تفاهم همراه با مودت ومحبت مي شود

شنيدن ديدگاه هاي گوناگون كه نوعا برخاسته از عقايد متفاوت

است در اسلام با آغوش باز پذيرفته شده وبه بندگان بشارت داده

شده است كه سخنان را بشنوند وبه عنوان هدايت يافتگان

خردمند بهترين را انتخاب كنند با اين ترتيب خردمندي وتعقل ،

 در كنار حق جويي فطري همراه با منطق آزادانديشي در يك فضاي

 باز فكري زمينه را براي انتخاب بهترين راه سعادت فراهم مي

كند.))(1)

1-هاشمي ، دكتر سيد محمد ، حقوق بشر و آزادي هاي اساسي نشر ميزان چاپ اول 1384 صفحه 327.

      15

گفتار ششم : آزادي مطبوعات

11.طبق ماده 19 اعلاميه جهاني حقوق بشر ، مذكور ، هر فرد بشر

حق هر گونه نشر وكسب اطلاعات را از طريق هر رسانه اي دارد

او حق دارد آزادانه اطلاعات خود را انتشار دهد وحاكميت

قانون با شرط برهم نزدن نظم وامنيت اجتماعي ،اين آزادي را

در سطح داخلي وبين المللي مورد حمايت قرار مي دهد(( مطبوعات

انعكاس كتبي افكار وانديشه هاي افراد وگروههايي هستند كه

پيام وخطاب به عموم دارند ، روابط گسترده اي را بين افراد ،

گروهها ، جامعه ودولت فراهم مي كنند ومجموعه اي از حقوق فردي

،صنفي ،اجتماعي وسياسي را پديدار مي سازند اين رسانه

همگاني در حقوق فردي وگروهي مدعيان حقوق خصوصي را در انظار

مردم رودر روي يكديگر قرار مي دهد،در حقوق اجتماعي نظم

عمومي واخلاق حسنه را مطرح مي سازد ودر حقوق عمومي وسياسي

اقتدار زمامداري واعمال ورفتار دولت را در معرض افكار

وانديشه هاي كنجكاوانه مردمي قرار مي دهد وبدين ترتيب شبكه

وسيع ودر عين حال پر جوش وخروش ارتباطي در ابعاد وزواياي

مختلف ايجاد مي شود در اين صورت حجم وسيعي از تاثير وتاثر فردي

وهمگاني در ابعاد مختلف فرهنگي ، ديني ، علمي ، تجربي ، اخلاقي ،

اقتصادي ،اجتماعي وسياسي جامعه را فرا مي گيرد. نقش مثبت

مطبوعات را در عناوين ذيل مي توان خلاصه نمود :

1-افزايش معلومات عمومي مردم

2-ايجاد برخورد انديشه ها وارتقاي فكري جامعه

3-آگاهي عموم نسبت به مسائل ومعظلات وبسيج جامعه بر عليه

ظلم وفساد

                    16           

4- طرح وبررسي وضع جامعه ويافتن بهترين راه حل زندگي اجتماعي

5- اطلاع هيات حاكمه از خواسته ها وتمايل طبقات مختلف مردم

6- طرد ونفي خودمحوري وخودكامگي وحاكميت افكار سالم عمومي بر

اعمال حكومتي

ميرابو با بيان اين مطلب كه (( آزادي مطبوعات از جمله آزادي

هايي است كه بدون آن به ديگر آزادي ها نمي توان دست يافت))

بنيادي بودن اين آزادي را مورد تاكيد قرار داده است با اين

ترتيب مي توان آزادي مطبوعات رايكي از شروط لازم براي تقويت

حقوق وآزادي هاي عمومي دانست .

آزادي مطبوعات يكي از اصول بنيادين وحق غير قابل سلبي است كه

قوانين اساسي كشورها به طور جدي آنرا مورد تاكيد قرار داده

اندو قانونگذار اساسي كشور ما نيز با اعلام آن به عنوان يكي

از حقوق اساسي ملت حفظ آنرا وظيفه دولت وآحاد ملت مي

داند))(1)

1-    همان ، صفحه 346 .

      17