حقوق بنیادین ( قسمت آخر) آزادي شغل-استفاده ازآموزش وپرورش رایگان و اینترنت
گفتار دهم:استفاده ازآموزش وپرورش
رايگان واينترنت
16. فرد بشر حق دارداز حداقل امكانات آموزشي به
طور رايگان استفاده كند ، اين حق دست كم براي دوره آموزش
قبل از ورود به دانشگاه بايد بطور رايگان براي افراد وجود
داشته باشد،حداقل سواد خواندن ونوشتن از جمله حقوق بنيادين
وضروري تمام افراد بشريت در هر جاي كره خاكي مي باشد كه با
وجود هر گونه شرايط حاكم در كشور بايد اجرا شود اين حق بدون
توجه به تبعيض نژادي ومذهبي براي اقليت ها نيز در هر كشور
بايد قابل اجرا باشد.
17. به نقل از دكتر سيد محمد هاشمي:<< در آموزش و پرورش رايگان
اهداف خاصي منظور است :
1-مسئله آموزش نبايد با عدم استطاعت مالي افراد اصطكاك
داشته باشد تا همگان بطور عادلانه قادر به ادامه تحصيل
باشند.
2-از طريق تاسيس مدارس خصوصي وجذب معلمان برجسته در آن
مدارس ترجيحا استعداد ثروتمندان پرورش داده نشود
وبراي اين طبقه اولويت در كسب مدارج عالي علمي
وراه يابي به دانشگاهها ايجاد نگردد تا موجبات
اختلاف وسلطه طبقاتي وتحقير اقشار مختلف ومحروم ملت
فراهم نشود.>>
18.امروزه استفاده از اينترنت يك حق بنيادين شناخته مي شود
چرا كه پيشرفت علمي بشر وبه روز بودن علم دانش آموختگان ،
22
نيازمند اينترنت مي باشد در اين راستا براي حمايت از اين حق
بشريت وهمچنين جلوگيري از سوء استفاده هاي فراواني كه از اين
طريق از علم واطلاعات شخصي افراد مي شود قانون بايد به حمايت
از اين حق بنيادين برود.
گفتار يازدهم : حمايت از حقوق بنيادين
19.(( حمايت از حقوق بنيادين اساسي ترين پايه براي تحقق
حكومت قانون است .اگراين پايه وجود نداشته باشد،يابه اندازه
كافي نيرومند نباشد ،نمي توان از نظامي متكي برحكومت قانون
سخن گفت.اما براي اين حمايت موثر دو زمينه ضروري است:
1- برابري :اصل برابري زمينه اجتناب ناپذير براي حمايت موثر
از حقوق بنيادين است بدون تحقق برابري در كليه جنبه هاي
آن در روابط حكومت كنندگان وحكومت شوندگان ونيز روابط بين
دسته دوم نمي توان از حمايت موثر از حقوق بنيادين سخن گفت.
2-امنيت حقوقي : در گذشته اين اصل به عنوان امنيت قضايي در
ايران شناخته مي شد ولي به نظر مي رسد كه مفهوم امنيت حقوقي
فراتر از آن باشد و اصل امنيت قضايي در قالب اصل پيش گفته
قرار گيرد. به هر تقدير اصل امنيت حقوقي نيز با چارچوب
ثابت و قابل پيش بيني حقوقي كه براي شهروندان ايجاد ميكند
زمينه لازم دوم براي حمايت موثر از حقوق حقوق بنيادين است.))(1)
1- ويژه ، محمدرضا، وبگاه حقوقي:http//hoghoghasasi.persianblog.ir
23
20. ميثاق نيس وپنجاه حق بنيادين
(( ميثاق حقوق بنيادين اتحاديه اروپا سندي است كه پنجاه حق
اساسي را مشخص كرد ودر سال 2000 م كشورهاي اروپايي آنرا
امضاء نمودند اين سند كه به ميثاق نيس معروف شد بيشتر جنبه
اجتماعي – اقتصادي دارد و كشورهاي عضو اتحاديه اروپا التزام
خود را به رعايت آنها اعلام كرده اند فصل اول اين ميثاق شامل
پنج حق مربوط به حرمت وكرامت انساني است كه مسائل تازه اي
مانند منع شبيه سازي ودست كاري ژنتيكي ونيز منع استفاده از
اجزاي تن انسان به عنوان يك منبع در آمد مالي ومنع كار
اجباري در آنها مطرح شده است.
فصل دوم شامل چهارده حق مربوط به آزادي است از جمله حرمت
زندگي خصوصي افراد ، وضع گرد آوري اطلاعات وتهيه پرونده هاي
پنهاني در اين خصوص وآزادي عقيده ومذهب ، وآزادي اطلاعات و
مجامع و آزادي هنر ودانش و آموزش و شغل و پناهندگي . فصل سوم
زير عنوان برابري ، از برابري در مقابل قانون وعدم تبعيض ،
وحرمت تكثر هاي فرهنگي و مذهبي وزباني ومساوات زن ومرد
وحقوق كودكان وسالخوردگان ومعلولان سخن مي گويد. فصل چهارم از
مشاركت اجتماعي ، حقوق كارگران واتحاديه هاي كارگري وشرايط
عادلانه كار و بيمه هاي اجتماعي و كمك هاي اجتماعي وخدمات
بهداشتي واقتصادي وحمايت زيست محيطي وحمايت مصرف كنندگان بحث مي
كند. فصل پنجم از حقوق شهروندي ، حق انتخاب كردن وانتخاب شدن
و حق برخورداري از مديريت خوب اجتماع ، و حق دسترسي به
اسناد پارلمان اروپا وشورا وكميسيون سخن مي گويد))(1)
1-موحد،محمدعلي1303،درهواي حق وعدالت،تهران نشركارنامه،1381صفحه288
24
گفتار دوازدهم : نتيجه گیری کلی
21. درطي مطالب مذكور ،سعي بر اين بود كه از حقوق اوليه فرد
بشر در سطح بين المللي به طور كلي صحبت شود ،
يعني حقوقي كه در هر جاي دنيا ، با هر شرايط اقتصادي ،
سياسي ،قضايي ونظامي بايد قابل اجرا باشد.از اين حقوق تحت
عنوان حقوق بنيادين بشر نام برده شد ، حقوق اساسي اكثر كشور
ها حاوي اصول بنيادين آزادي وحفظ كرامت ذاتي بشريت مي باشد.
ولي در جزييات اين حقوق وآزادي هاي اساسي ،تفاوت هايي در بين
اين قوانين به چشم مي خورد .در كل صحبت از حقوق بنيادين بشر
كاري بس دشوار وحساس ودر عين حال شيرين است ،چرا كه از حقوقي
صحبت ميشود ، كه از آغاز بشريت بوده وهست . هم اكنون كه
درقرن بيست و يك به سر ميبريم با وجود سازمانهاي بين المللي ،
چون سازمان ملل ، در رعايت اين حقوق انتظار بيشتري ميرود با
وجود اعلاميه جهاني حقوق بشر ، كه تحت عنوان سندي بين المللي از
آن نام برده شده است .
انتظار مي رود ، رعايت اين حقوق از بعد بين المللي اعمال گردد.
وچه بسا با وجود قوانين اساسي در كشور هاي مختلف جهان و وجود
منشور ملل متحد،
در راه آزادي و آزادگي ، فرد بشر خون هايي
ريخته شده ،در طول تاريخ تا به امروز صحبت از آزادي و دفاع
از انواع آن همواره با دشواري هايي همراه بوده كه به قيمت جان
بشريت نيز تمام شده است .
25
دكتر سيد جلال مدني بر اين عقيده است كه:
<<حقوق وآزادي هااز
گذشته هاي دور تا به امروز ظاهرا روند مطلوبي داشته اند
مبارزات و قيام هاي مردم در سراسر جهان به خاطر اين حقوق و
آزادي ها ثمر بخش بوده ، تقريبا در تمام قوانين اساسي تمام كشور
ها با شكل بارزي اين حقوق وآزادي ها ، ثبت گرديده،بنابراين
از جهت شناسايي وانعكاس در قوانين اساسي و حتي در قوانين
عادي كشور ها غالبا اشكالي نيست .
انواع حقوق وآزادي ها ، حق مالكيت،حق ازدواج ،حق داشتن مسكن
، آزادي بيان ، آزادي عقيده ،آزادي شغل ،آزادي آموزش و
پرورش و... صريحا قيد گرديده
امادرعمل مامورين اجراي قدرت حاكم يا به عبارت بهتر هيات حاكم
بي اعتنا به قوانين اساسي ،در نقض حقوق وآزادي انسان ها
ابايي ندارند .
تمامي تلاش را در حفظ وتقويت و ادامه قدرت خويش بكار ميگيرند ،
واقعيت را واژگون جلوه مي دهند،سعي درفريب افرادملت دارند ،
همه اعتقادات و امتيازات را بدون توجه به صلاحيت ها در انحصار
خود و عوامل مطيع خويش قرار ميدهند .
سلب آزادي در درجات مختلف ،سلب حقوق به عنواين گوناگون،عدم
تساوي در برابر قانون با بها نه هاي مضحك ادامه دارد و گاهي
تجاوز به اصول و موازين قانون اساسي تا به آن حد پيش ميرود كه
مراجع قضايي و دادگاه ها كه بايد حافظ حقوق و آزادي باشند
به صورت ابزاري در خدمت قواي حاكم در مي آيند تا صاحبان حق
26
و آزادي يعني دارندگان حق حاكميت را ،در معرض انواع اتهامات
قرار دهند ،چنين وضعي در دنيا رواج دارد و در چنين شرايطي جان
،مال ، حيثيت ،اعتبار افرادملت در معرض انواع تعدي ها است .
و جالب اين كه خود دولت ها با ابزار تبليغاتي كه در اختيار
دارند ، مبين احساسات و خواسته هاي مردم هستند ، هزينه تمام
تشريفات ، تجملات و ندانم كاري ها را به حساب ملت ميگذارند .
در آخر
اين كار را با تمام كاستي ها با جمله اي از دكتر ناصر كاتوزيان
به پايان مي برم :
<< آسودگي ام آن جا است كه غباري بر چهره عدالت نبينم >>
((ومن الله التوفيق))
27