3. سابقه حقوق بنيادين به خلق انسان بر مي گردد، جايي كه

 

خداوند انسان را آزاد آفريد واز روح خداوندي خويش در او

 

دميد ، انسان آزادانه به وجود آمد (1)

 

و تاريخ حقوق بنيادين پس از آن ، حتي به دو هزار سال قبل از

 

ميلاد مي رسد ، تاريخ بشريت همواره گوياي اين حقيقت است . در

 

نخستين متن حقوقي نوشته شده ، يعني قانون حمورابي كه حدود 1730

 

قبل از ميلاد تدوين شده،اصول بنيادين حقوق بشر به چشم مي

 

خورد .

 

بعد از آن ، نام نامي كورش كبير به ميان مي آيد كه در منشور

 

خويش از آزادي و اصول اساسي  آن به صراحت دفاع كرده است ،

 

در اين منشور مي خوانيم كه تمام افراد بشر حق آزادي دين و

 

سياسي دارند وبه وضوح در تاريخ ديده شده كه پس از جنگ ها

 

به مذاهب ديگر از جمله يهوديت در نهايت احترام ، بها داده شده

 

است .پس از آن در ميان روميان والواح دوازده گانه ،

 

همچنين در يونان باستان وقرون وسطا در آثار فيلسوفاني چون

 

ارسطو از حقوق بنيادين بشريت نام برده شده است.                       

                                 

 

 

 

         

 

1- ولقد كرمنا بني آدم وحملنا هم في البر والبحر ورزقنا هم من الطيبات وفضلنا هم علي كثير ممن خلقنا تفصيلا(اسرا/70)

       7

 

 

4. نتيجه : از زمان خلق بشر تا به امروز سخن هر آزاده اي

 

، حقوق انسان بوده است از زمان آفرينش پيامبر آدم تا خاتم ،

 

در تمام ادوار تاريخي دركتابهاي بجا مانده از بزرگان حق وعدالت

 

سخن از آزادي

 

و احترام بوده وهست . در تمام مراحل علم ، از كشفيات متنوع

 

دانشمندان همه وهمه ، به خاطر حفظ حرمت وكرامت ذاتي بشريت

 

بوده است. اين انسان آزاد آفريده شده است تا آزادانه

 

بيانديشد ، آزادانه مذهب خويش را انتخاب كند و آزادانه به

 

سر منزل حقيقي برسد.

 

 

 

 

 

 

* نعمتي بر تر از آزادي نيست

                              بر چنين نعمت كفران چه كنم(1)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- خاقاني .

   8

 

گفتار دوم : امنيت

 

5. امنيت از جمله اولين حقوقي است كه فرد بشر بايد داراي آن

 

شود.در جامعه اي كه امنيت وجود نداشته باشد نه مي توان از

 

اصول آزادي صحبت كرد، ونه حتي به آن انديشيد.

 

طبق ماده 3 اعلاميه جهاني حقوق بشر (( هر كس حق حيات ، آزادي

 

وامنيت شخصي دارد)) امنيت و مقوله هاي آن از جمله حقوق

 

بنيادين بشريت محسوب مي شود كه علاوه بر اهميت فراوان آن ،

 

بيشترين نقش را در آزادي هاي اساسي فردبشر ايفا مي كند از

 

اين رو با كوچكترين نقصي كه نسبت به امنيت بشريت اتفاق مي

 

افتد،ساير حقوق وآزادي ها ي او به خطر مي افتد (( بند 14

 

از اصل 3 قانون اساسي : اين طور گفته است كه تامين حقوق همه

 

جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضائي عادلانه براي

 

همه و تساوي عموم در برابر قانون))

 

((امنيت عبارت ازاطمينان خاطري است كه براساس آن افراد در

 

 

جامعه اي كه زندگي مي كنند،نسبت به حفظ جان ،حيثيت وحقوق

 

 

مادي ومعنوي خود بيم وهراسي نداشته باشند اين تاسيس مستلزم

 

دو تضمين اساسي است:

 

تضمين امنيت افراد در مقابل هر نوع توقيف ، زنداني شدن،

 

مجازات وديگر تعرضات خودكامانه وغير حكومتي

 

تضمين امنيت افراد از طريق حمايت ها ي اعمال شده توسط جامعه

 

براي هر يك از اعضاي خود،به منظور حفظ حقوق وتعلقات

 

وبرخورداري از آزادي هاي انسان.

 

به اين ترتيب ،امنيت براي افراد ودولت ايجاد تكليف مي كند،

   9

بدين معني كه افراد مكلفند حقوق مادي ومعنوي يكديگر را مورد

                          

احترام قرار دهند ورعايت نمايند ، دولت نيز مكلف است اولا با

 

وضع قانون وتاسيس تشكيلات اداري وقضائي ، براي مردم ايجاد

 

امنيت كند تا با اطمينان خاطر به زندگي خود ادامه دهند

 

وثانيا خود نيز در متابعت از قانون ، حقوق وآزادي افراد را

 

محترم شمارد وخودسرانه به آن تعرض نكند.

 

مفهوم امنيت به عنوان شرط بنيادين حيات انساني در همه جاي

 

دنيا قابل درك است همچنانكه در اعلاميه جهاني حقوق بشر ميثاق

 

بين المللي حقوق مدني وسياسي كنوانسيون اروپايي حقوق بشر

 

وديگر منابع مورد تاكيد قرار گرفته است))(1)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 1-هاشمي ، دكتر سيد محمد ، حقوق بشر و آزادي هاي اساسي، نشر ميزان چاپ اول 1384

صفحه277.

 

   10

 

 

 

 

 

گفتار سوم :تضمينات حقوقي امنيت

 

6. در مورد ضمانت حقوقي امنيت ابزاري قوي تر از قانون و

 

حاكميت آن وجود ندارد اگر فرد يا گروهي به خود اجازه بر هم

 

زدن امنيت اجتماعي را بدهد تحت هر عنواني قانون بايد با

 

برخورد جدي

 

از تكرار آن جلوگيري كند . اين ضمانت اجرا اگر در سطح داخلي

 

باشد با سيستم قضائي داخل واگر در سطح بين المللي باشد با

 

دستگاههاي قضائي بين المللي  است

 

در هر صورت محاكمه اين افراد يا گروهها بايد عادلانه وعلني

 

باشد ودر رسيدگي به جرايم ضد امنيت بايد اصول قانوني جرم

 

ومجازات از جمله اصل قانوني بودن جرايم ومجازات ها ومنع شكنجه

 

رعايت گردد.

 

 

 گفتار چهارم : آزادي انديشه

 

 7. در ماده هجده اعلاميه جهاني حقوق بشر چنين آمده است ((

 

هركس حق آزادي فكر ، وجدان ودين را دارد اين حق شامل تغيير

 

آزادي دين يا اعتقاد وهمچنين شامل آزادي اظهار دين يا اعتقاد

 

در تعاليم ،اعمال ،عبادات وشعاير ، چه به تنهايي وچه به

 

اتفاق ديگران و درجمع يا خلوت است بشر آزادانه متولد شده ،

 

طبيعتا حق تفكر آزادانه دارد او حق دارد به طور فردي يا

 

تجمعي از نعمت تفكر بهره مند شود و جامعه داخلي يا بين المللي

 

اين حق را براي افراد بشر پذيرفته است. فرد بشر حق دارد

 

تفكر خويش را آزادانه بيان كند بدون آنكه مخل نظم وامنيت

                       

اجتماعی شود.

     11